حال کنین!!

عشق

کاش بمونه توي قلبـــــــم تا همــــيشه در کنارم
نمي خوام چشـــــمي ببينه تا نـــظر بشه خيالم
به کسي چيزي نمــــــي گم تا بمونه توي خوابم
مي خوام دردمــــــو بدونه تــــــا بشه محرم رازم
مي شه حرفا رو بهش گــــفت تـوي تنهايي ذهنم
آره اون مي مــــونه پيشم همه جـا حتي تو قلب
تنهایی هامو بعد از این با قلب کی قسمت کنم
واسه فراموش کردنت باید به چی عادت کنم
تو داری از من میگذری٬ من باید از تو بگذرم
چیزی نمی تونم بگم٬ باید بیفتی از سرم
بعد از تو باید با خودم٬ تنهای تنها سر کنم
یک عمر باید بگذره تا امشبو باور کنم
کاش درد جدایی ساده بود
گاهی باید غرورتو به خاطر اونی که دوستش داری بشکنی
یا این که اونی که دوستش داری رو به خاطر غرورت از دست بدی
عشق یعنی ... نتونی صبر کنی تا کسی شما رو به هم معرفی کنه
عشق یعنی ... همون سلام اول.
عشق یعنی ... چیزی مثل تنفس در هوای پاک کوهستان.
عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد.
عشق یعنی ... به هزار زبون بهش بگی دوستت دارم .
عشق یعنی ... انفجار احساسات.
عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری.
عشق یعنی ... جذب شخصیتش بشی.
عشق یعنی ... وقتی تو از اون بخوای که مرد زندگیت بشه.
عشق یعنی ... ترو ببخشه و یه فرصت دیگه بهت بده.
عشق یعنی ... وقتی من و تو ما می شیم
عشق یعنی ... حاصل جمع دو انسان
عشق یعنی ... کسی رو داشته باشی که مواظب هیکلت باشه
عشق یعنی ... مایه قوت قلب
عشق یعنی ... شادی و نشاط
عشق یعنی ... کسی که دلتو می بره
عشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری.
عشق یعنی ... غذا رو شریکی خوردن.
عشق یعنی ... توی ذهنت خودتو با اون مجسم کنی.
میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولین نیست
میگزره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست
داغ عشق هیشکی مثل اونکه پس میزنتت نیست
چه بده تنهابشی وقتی هیچ کسی هم قدمت نیست
چه قد سخته بدونی اون که می خوایش نمیمونه
آخه دلش یه جای دیگستو همه وجودش مال اونه
چه قد سخته برای اون که جون میدی غریبه باشی
بگی میخوام با تو باشم بگه میخوام که نباشی
یاد گرفتم بی تو بخندم
یاد گرفتم بی تو گریه کنم
یاد گرفتم بدون چشمهایت بخوابم
یاد گرفتم بدون نفس هایت بیدار شوم
یاد گرفتم که دیگر عاشق نشوم
یادگرفتم که اصلا باور نکنم
و از همه مهمتر
یادگرفتم زندگی کنم و با خیالت عشق بازی کنم
روزی به مجنون خندیده بودم که با اسم لیلی عشق بازی می کرد
یاد گرفتم آن را هم یاد گرفتم
اما هنوز نتوانسته ام
یاد نگرفته ام که چگونه خاطرات تورا از ذره ذره وجودم پاک کنم
ولی
نمی خواهم یاد بگیرم
من با خیالت هم می توانم عاشق باشم
ایمان دارم روزی آه من گریبان همه آنها را می گیرد
لحظه مرگ
کنار پل صراط
انتقام تمام اشکهایم را خواهم گرفت
انتقام تمام آرزوهای بر باد رفته ام را خواهم گرفت
نابینایی به ماه گفت :دوستت دارم
ماه گفت : چگونه ؟ تو که نمی بینی !
نابینا گفت : چون نمیبینم دوستت دارم.
ماه گفت : چرا؟
نابینا گفت : اگر می دیدمت عاشق زیبایی ات می شدم
ولی حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم .
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش
اگه تو يي اونکه فقط دلم مي خواد منو ببخش
منو ببخش اگه شبها ستاره هارو ميشمرم
منو ببخش اگه خيلي بهت ميگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم
منو ببخش اگه شبها فقط تورو خواب مي بينم
منو ببخش اگه واسه چشمهاي تو خيلي کمم
تو يه فرشته اي ومن اگه فقط يه آدمم
منو ببخش اگه برات ميميرم زنده ميشم
اگه با ديونگي هام خيلي شرمنده ميشم
منو ببخش اگه همش مي سپارمت دست خدا
اگه پيش غريبه ها به جاي تو ميگم شما
منو ببخش من نمي خوام تو رو به ماه نشون بدم
نشونيتو نه به شب نه دست آسمون بدم
منو ببخش اگه فقط تورو مي خوام واسه خودم
منو ببخش اگه کمم ولي زيادي عاشقت شدم
***
ببخش اگه تو رو تو رويا كنارم ميبينم و اين شعر رو برات ميخونم
ببخش اگه پيشم نيستي و دارم تو رويام با تو زندگي ميكنم
ببخش اگه كنارم نيستي ولي تو رو تو رويام به هيچ كس نشون نميدم
ببخش اگه پيشم نيستي و تنها با تو خلوت ميكنم
ببخش اگه توي قلب عاشق من غير تو جاي كسي نيست
ببخش اگه تو شباي تلخ گريه تو رويام سر رو شونه هات ميزارم
خب و چيكار كنم دوست دارم
چه زيباست روياي با تو بودن
اي كاش كنارم بودي و تمام روياهام شكل واقعيت به خودش ميگرفت
نميدانم كه تو مرا دوست داري يا نه
نميدانم كه عاشق من هستي يا نه
ولي به اميد آن روزي كه بفهمم توام تو اين يازده سال عاشقم بودي و هستي
عشق من زبان من براي توصيف عشقم نسبت به تو قاصره
ولي در يك جمله ي كوتاه ميگويم كه من دوستت دارم
***
دوستت دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود
واژه ها رو ولش کن عشقمو از چشام بخون
و
بدون که دوستت دارم
امیدوارم که هر وقت دیدمت و نگاهت کردم عشقمو از چشمونم بخونی
دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست
گریه ی شد بر فراز آرزوهایم نشست
من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل
تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست
روزها رفت ولی یاد تو کمرنگ نشد
سالها رفت و دل ساده ی من سنگ نشد
ذهن من بستر صد خاطره با یاد تو بود
نامت از صفحه ی این خاطره کمرنگ نگشت